وارث طلای 16 ساله تکواندو از کار کردن با ساعی تا عشق به رونالدو!
به گزارش دفاع شخصی، این گفتگوی متفاوت و خواندنی با ستاره ورزش ایران است.
به گزارش دفاع شخصی به نقل از خبر آنلاین؛ به نقل از ورزش سه، رسیدن به سکوی المپیک هیچوقت ناگهانی نیست اما وقتی ارزش بیشتری پیدا می کند که حاصلش طلا و محصول یک فرهنگ ورزشی باشد؛ فرهنگی که اگر در رأس هرم آن کسی حضور داشته باشد که خودش مسیر سخت المپیک را طی کرده باشد، ارتباطی گیراتر را شکل می دهد.
۱۶ سال پیش بود که در فینال المپیک ۲۰۰۸، یک تکواندوکار با دست شکسته ولی با تمام وجود مبارزه کرد تا نامش را در تاریخ ورزش ایران ثبت کند و امروز، آرین سلیمی در همان مسیر قدم برمی دارد.
آرین سلیمی در جدیدترین گفتگویی که داشته، می گوید یک فضای خاص در این سال ها در فدراسیون تکواندو نهادینه شده؛ البته این مدال آور فوتبالی صحبت های جالبی درباره ی آرزوهای غیر ورزشی خود هم کرده و علاقه مندی شخصی اش را که حاضر است برایش میلیارد میلیارد هزینه کند را هم لو داده است!
* پیش از هر چیزی بگو که به اسطوره شدن فکر میکنی؟
«خب، اسطوره بودن، مدال آوردن و افتخارآفرینی برای کشور و جامعه، واقعاً چیز قشنگی است. هر ورزشکاری وقتی وارد این مسیر می شود، اساسا دنبال چنین چیزهایی است؛ چون محبوب بودن و دوست داشتنی بودن خیلی جذاب است. همه از شهرت، پول و خیلی چیزهای دیگر خوششان می آید و اسطوره شدن هم خودش یک جایگاه خیلی خاص و دوست داشتنی است.
من هم در کنار این که واقعاً دوست دارم مدال های زیادی بگیرم و الگو و اسطوره باشم، اما چیزی که برای من اولویت دارد اینست که همه ما انسان ها با هم برابر هستیم و کسی بالاتر از دیگری نیست. ما شخصا به این زندگی آمده ایم تا کاری را که دوست داریم انجام دهیم و آن چه در درونمان هست را به دیگران نشان دهیم. حس می کنم اگر هر کسی راه خودش را برود و کاری را که از نظر خودش درست می داند انجام دهد، اساسا زحمت می کشد و اگر خداوند هم به او لطف کند، آن شخص اسطوره و دوست داشتنی می شود؛ چون کار درست را انجام داده و در راه درستی قرار دارد.
به شخصه از ثانیه ی ثانیه ی زندگی ام لذت می برم؛ از زمانی که در رشته تکواندو هستم، از این که نفس می کشم و توان مبارزه و مسابقه دادن دارم، واقعاً قدردانش هستم. هر روز از خدا کمک می خواهم و شاکر نعمت های وی هستم که می توانم این مسیر را ادامه دهم. به نظر خودم، من آمده ام که از هر لحظه این رشته و این زندگی لذت ببرم.
اسطوره بودن هم زیباست و خیلی ها دوست دارند اسطوره باشند اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ما ورزشکاران گاهی مطرح هستیم و این موضوع موجب می شود که خیلی ها به ما به چشم یک الگو نگاه کنند. پس باید درست رفتار نماییم و درست زندگی نماییم. مسئولیت های زیادی بر گردن ماست تا نسل های بعدی هم بتوانند مسیر درست را یاد بگیرند وگرنه شاید به خاطر یک الگوی بد، یک نسل مسیرشان از دست برود و جوانان به آن چیزی که واقعاً می خواستند برسند، نرسند. این مساله خیلی مهمی است که هر کدام از ما باورها و مسئولیت های خودمان را داریم و باید راه درست را انتخاب نماییم تا همیشه از خودمان راضی باشیم.
* کار کردن با هادی ساعی چگونه است؟
درباره ی استاد ساعی هم باید بگویم که به صورت مشخص یک اسطوره هستند. ایشان با داشتن دو نشان طلا و یک برنز المپیک، پرافتخارترین المپین ایران و یکی از بهترین تکواندوکاران جهان هستند و ما تکواندوکاران واقعاً به ایشان افتخار می نماییم. هر بار که نام ایشان می آید، یاد فینال المپیک ۲۰۰۸ و آن مسابقه با حریف ایتالیایی می افتم. مسابقه ای که کل ایران و تمام دنیای تکواندو آنرا تماشا کردند. همه یادشان هست که ایشان با چه سختی آن مسابقه را بردند. شاید خیلی ها ندانند ایشان چه لطمه ها و مصدومیت هایی را پشت سر گذاشتند، اما وقتی برای ما خاطراتش را تعریف می کند، می فهمیم که با چه سختی هایی به آن مدال رسیدند و همین موجب می شود ایشان واقعاً خاص و اسطوره باشند.
ما افتخار می نماییم که ایشان رییس فدراسیون ما هستند و از همه زحماتشان ممنونیم. ایشان به ما یاد دادند که ذهن ما باید برنده باشد؛ این چیزی است که همه ما ورزشکاران در صحبت های ایشان شنیده ایم. این فقط نظر من نیست، ذهن ایشان خیلی قوی بود و خدا را شکر که نتایج موفقیت هایشان ماندگار بوده و در مدیریت هم نشان داده اند که فرد خیلی موفقی هستند.»
* ماندگار شدن نامت در جامعه چقدر برایت مهم است؟
«خب، خیلی ها دوست دارند چنین جایگاهی داشته باشند؛ دنیای ورزش هم به لطف هواداران و مردمی که به ورزشکاران علاقه دارند، چنین پتانسیلی را به وجود آورده است. من هم دوست دارم مثل رونالدو باشم؛ بیشترین دنبال کننده را در جهان داشته باشم و به چهره ای مشهور و بخصوص محبوب تبدیل شوم؛ این آرزوی هر کسی است.
خیلی دوست دارم نامم ماندگار شود اما هدف اصلی من برای جنگیدن، این نیست. من برای این می جنگم که در زندگی ام پشیمان نباشم، کار اشتباهی از دیدگاه خودم انجام ندهم، الگوی خوبی باشم، زندگی سالمی داشته باشم و از لحظه به لحظه عمرم لذت ببرم. احساس می کنم خداوند این روحیه و شخصیت را در من قرار داده است تا آنرا به بقیه نشان بدهم.
البته خیلی ها دوست دارند نامشان ماندگار شود، حتی بطورمثال روی نام گذاری خیابان ها. ولی خب، این زندگی است دیگر. اگر شد که چه بهتر، اگر نشد هم اتفاقی نیفتاده است. رونالدو هم به قهرمانی جام جهانی نرسید اما چیزی از ارزش های وی کم نشد؛ ارزش هایی که واقعاً نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. زندگی همین است. گاهی شرایط خیلی خوب پیش می رود و گاهی بد، اما ما باید در هر دو صورت تلاش نماییم، زندگی نماییم و شاکر خداوند باشیم.
* از لحظه قهرمانی المپیک بگو.
«واقعا حس خیلی زیبایی بود. خوشحال بودم که توانستم برای کشورم، جامعه ورزش و مردم عزیزم افتخارآفرینی کنم و دیدن شادی آنها با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست. بخصوص این که بعد از ۱۶ سال، یک رکورد و تاریخ سازی صورت گرفته و خیلی خوشحالم که این افتخار به نام من ثبت شده است.
البته انسان باید همیشه به یاد داشته باشد که پشت سر هر موفقیت، یک تیم قدرتمند حضور دارد؛ افرادی که کمک کرده اند؛ از خانواده، مربیان و حامیان گرفته تا دوستان و همین طور کادر مدیریتی و فنی فدراسیون، همگی در این راه نقش داشتند. با وجود این، از این که این اتفاق به نام من رقم خورده، خیلی خوشحالم و به آن افتخار می کنم.
نکته خیلی جالبی وجود دارد؛ استاد ساعی در فینال المپیک با دست شکسته مسابقه دادند و من هم در فینال المپیک، دقیقا با دست شکسته مبارزه کردم. این تکرار تاریخ برای من حس و حال خیلی دلنشینی داشت. اساسا استاد ساعی یک اسطوره هستند و من قصد مقایسه خودم با ایشان را ندارم، اما فقط به جذابیت این اتفاق اشاره می کنم؛ تا جایی که قبل از آغاز فینال المپیک با خودم گفتم: چه جالب، شاید من هم بتوانم با این دست، مثل ایشان به نشان طلا برسم.»
* همه می دانیم خیلی به فوتبال علاقه داری. اگر فوتبالیست میشدی کدام پست را ترجیح میدادی؟
«اگر فوتبالیست می شدم، اساسا مهاجم یا وینگر چپ بازی می کردم. شاید حتی ابتدا در پست وینگر چپ بودم و بعد مثل رونالدو که علاقه بسیاری به او دارم به پست مهاجم می رفتم. اما مسیر زندگی من به اینجا ختم شد؛ مسیری خیلی زیبا که واقعاً دوستش دارم.
در مورد رشته های دیگر هم بازهم فکر می کنم؛ حتی به ورزش MMA علاقه زیادی دارم و خیلی دوست دارم آنرا تجربه کنم. اساسا اگر تکواندوکار نبودم، در رشته های ورزشی دیگری فعالیت می کردم.
* شاید این سوال در ذهن همه باشد که کسب درآمد برای یک تکواندوکار چگونه است؟
باید شفاف بگویم که در تکواندو برعکس رشته هایی مثل فوتبال یا والیبال نمی توان انتظار درآمدهای کلان داشت؛ درآمدهای ما بطور معمول به پاداش های المپیک و برخی مسابقات محدود می شود و با ورزش های تیمی قابل قیاس نیست. قصد ندارم کسی را بسمت رشته های دیگر بفرستم، فقط واقعیت موجود را گفتم.
با این وجود، من با عشق و علاقه این رشته را ادامه می دهم. تکواندو سختی ها، مشقت ها و مصدومیت های خاص خودش را دارد که با هیچ رشته ای قابل قیاس نیست. باید در دل این ورزش باشید تا متوجه منظور من شوید. نمی خواهم بی جهت از رشته ام دفاع کنم، اما واقعاً مسیر سختی دارد. گاهی اوقات از خودم می پرسم که آیا واقعاً این همه سختی ارزشش را داشت؟ شاید خیلی ها پاسخ منفی بدهند، اما من به خاطر عشق و علاقه ای که به این مسیر دارم، معتقدم که ارزشش را داشته است.»
* دوست داری پس از ۱۵ سال آینده مردم از تو چگونه یاد کنند؟
دوست دارم مردم بگویند که این همان آدم سابق ماند و از نظر اخلاقی تغییر نکرد. دوست دارم از نظر فنی پیشرفت کنم و اساسا باید این اتفاق بیفتد که ماندگار باشم اما دوست دارم از نظر اخلاقی هاون کسی باشم از نظر شخصیتی کامل تر است اما چیزی نتواند من را تغییر بدهد چون دوست ندارم به مادیات یا موقعیت خاص، خودرا بفروشم.
* درباره ی مسابقات آسیایی پیش رو هم صحبت کن. آماده ای؟
«رقابت های تکواندو در سطح آسیا واقعاً دشوار است. در مسابقات قهرمانی جهان و قهرمانی آسیا، رقابت اصلی بطور معمول میان ایران و کره جنوبی جریان دارد که در بیشتر موارد، تیم ایران موفق به کسب رتبه یک شده است. تنها در یک دوره از مسابقات قهرمانی جهان بود که به سبب شرایط خاص، با اختلاف خیلی کم نایب قهرمان شدیم؛ با این که آنجا هم می توانستیم به نتیجه دلخواه و قهرمانی برسیم، اما قسمت نبود. قدرت های سنتی تکواندو در آسیا یعنی کره جنوبی، ازبکستان، چین و حتی قزاقستان بازهم جایگاه خودرا حفظ نموده اند و البته تک چهره های جدیدی هم به این جمع اضافه می شوند. بازیهای آسیایی برای ما میدان خیلی سنگینی است؛ شاید در بعضی رشته های دیگر رقابتها این قدر فشرده نباشد، اما در تکواندو، قدرت های اصلی دنیا در همین قاره آسیا حضور دارند.
من در وزن خودم حریفان سرسختی دارم؛ بطورمثال رقیب کره ای که سه چهار سال است با او مسابقه می دهم و در مسابقات آسیایی هم با او روبرو شده ام، یا حریفان قدرتمند ازبک و چینی. اساسا با حضور این رقبا، مسابقات و مبارزات خیلی جذابی پیش رو خواهیم داشت و امیدوارم شاهد بازیهای زیبایی باشیم.»
* چگونه همیشه خودت را قوی نگه می داری؟ فقط با تمرین؟
«من در هر مسابقه، در هر پله ای از مسیر و در هر فرصتی که پیش می آید، دوست دارم به خوبی از آن استفاده کنم، از آن لذت ببرم و بهترین باشم. براستی، کل برنامه ریزی زندگی من همین است؛ هر روز که از خواب بیدار می شوم، هدفم اینست که مبارز قوی تر و بهتری باشم و بعنوان یک انسان، کامل تر شوم.
البته می دانم که ما انسان ها شاید هیچوقت به آن کمال صددرصدی نرسیم، چون هیچ کس نرسیده و نخواهد رسید. اما یاد گرفته ایم که همیشه تلاش نماییم تا بهترین خودمان باشیم. باید تلاش نماییم که از نسخه قبلی خودمان بهتر باشیم، نه این که فقط خودمان را با دیگران مقایسه نماییم. من هم تمام تلاشم را می کنم که روز به روز از آدم روز گذشته خودم بهتر باشم. در تصویرسازی های ذهنی ام هم دقیقا این موضوع است؛ فقط می خواهم تلاش کنم، از مسیر لذت ببرم و هر روز عملکردم بهتر شود.»
* علاقه شخصی خاصی داری که تاکنون نگفته باشی؟
«شاید خیلی ها ندانند، اما آرین سلیمی بشدت به ماشین علاقه دارد؛ موضوعی که شاید برای مردم عادی کمی عجیب به نظر برسد. من تمام خودرو ها را با جزئیات دقیقشان می شناسم. این مسئله را تاکنون جایی عنوان نکرده بودم و شاید هم برای کسی اهمیت چندانی نداشته باشد، اما برای بار اول است که پیرامونش صحبت می کنم. خلاصه بگویم: من عاشق ماشین هستم. بطورمثال اگر صد میلیارد تومان داشته باشم، انواع ماشین ها را می خرم و در پارکینگ خانه مان نگه می دارم.»
* صحبت پایانی.
«یکی از دلایلی که رونالدو را خیلی دوست دارم اینست که در مصاحبه هایش می گفت حتی اگر میلیاردها یا تریلیاردها پول هم داشته باشی، باز هم خانواده مهم ترین رکن زندگی است. همین باور قلبی من است. حقیقتا از خبر ازدواج و مراسم ساده و زیبایی که داشتند، خیلی خوشحال شدم. من خودم هم به تشکیل خانواده خیلی علاقه مندم. عاشق خانواده ام هستم و بابت تمام حمایت هایشان از آنها سپاسگزارم. اساسا اگر آنها نبودند و حتی ذره ای در پشتیبانی از من کوتاهی می کردند، امروز اینجا نبودم. آنها فراتر از سطح معمول، از خودشان گذشتند و فداکاری کردند تا من به اهدافی که دارم برسم. افتخار می کنم که فرزند این خانواده هستم و عاشقانه آنها را دوست دارم.»
منبع: self-defense.ir
مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب